+
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط آلاله جون
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط آلاله جون
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط آلاله جون
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 8:37 بعد از ظهر توسط آلاله جون
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط آلاله جون
|
درباره وبلاگ
صدای کشیده شدن تیغ روی پوستم همه فضای اتاق را پر کرده است، دستانم می لرزند و تیغ هی سُر میخورد از لای انگشتانم، کاش کسی این تیغ را می گرفت و می کشید روی رگم، پوستم، تنم، روحم! اما… خون تمام حجم دستم را پر کرده است، از صدای قاطی شدن خون و تیغ در دلم آشوبی به پا می شود بی نهایت، و من باز هم تشنه شنیدن، دیدن و لمس کردن هستم! …..