حالا حقته بري يه گوشه اي زار بزني
از غم نبودنم هي داد و فرياد بزني
از خدا اينو مي خوام هميشه آواره بشي
واسه درمون دلت دنبال راه چاره شي
حيف قلبم كه يه روزي دادمش به تو امانت
چشماي باروني من كرده بودش به تو عادت
به خدا جهنمم جايي واسه تو نداره
حيف آتيش كه بخواد روي سر تو بباره



