
من پشیمان نیستم * من به این تسلیم می اندیشم
این تسلیم دردآلود * من صلیب سرنوشتم را
بر فراز تپه های قتلگاه خویش بوسیدم
در خیابانهای سرد شب * جفتها پیوسته با تردید
یکدیگر را ترک می گویند * در خیابانهای سرد شب
جز خداحافظ خداحافظ صدایی نیست
من پشیمان نیستم
قلب من گویی در آن سوی زمان جاریست
زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد
و گل قاصد که بر دریاچه های باد میراند
او مرا تکرار خواهد کرد
آه می بینی * که چگونه پوست من می درد از هم
که چگونه خون رویش غضروفیش را در کمرگاه صبور من
می کند آغاز ؟
من تو هستم ‚ تو
و کسی که دوست می دارد * و کسی که در درون خود
ناگهان پیوند گنگی باز می یابد * با هزاران چیز غربتبار نامعلوم
و تمام شهوت تند زمین هستم * که تمام آبها را میکشد در خویش
تا تمام دشتها را بارور سازد
گوش کن * به صدای دوردست من
در مه سنگین اوراد سحرگاهی
و مرا در سکوت آینه ها بنگر
که چگونه باز با ته مانده های دستهایم
عمق تاریک تمام خوابها را لمس می سازم
و دلم را خالکوبی می کنم
چون لکه ای خونین * بر سعادتهای معصومانه هستی
من پشیمان نیستم
از من ای محجوب من با یک من دیگر
که تو او را در خیابانهای سرد شب
با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت
گفتگو کن
و بیاد آور مرا در بوسه اندهگین او
بر خطوط مهربان زیر چشمانت

می روم خسته و افسرده و زار، سوی منزلگه ويرانه خويش
به خدا می برم از شهر شما ، دل شوريده و ديوانه خويش
می برم ، تا که در آن نقطه دور ، شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشويش دهم از لکه عشق ، زين همه خواهش بيجا و تباه
می برم تا زتو دورش سازم ، زتو،ای جلوه اميد محال
می برم زنده بگورش سازم ، تا از اين پس نکند ياد وصال
ناله می لرزد ، می رقصد اشک ، آه ، بگذار که بگريزم من
از تو، ای چشمه جوشان گناه ، شايد آن به که بپرهيزم من
بخدا غنچه شادی بودم ، دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم ، صد افسوس ، که لبم باز بر آن لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست ، می روم ، خنده به لب ، خونين دل
مي روم از دل من دست بردار ، ای اميد عبث بی حاصل

بوی موهات زیر بارون ، بوی گندم زار نمناک
بوی سبزه زار خیس ، بوی خیس تن خاک
جاده های مهربونی ، رگای آبی دستات ، غم بارون غروب
ته چشمات تو صدات ، قلب تو شهر گل یاس ، دست تو بازار خوبی
اشک تو بارون روی ، مرمر دیوار خوبی
ای گِل آلوده گُل من ، ای تن آلوده ي دل پاک
دل تو قبله این دل ، تن تو ارزونی خاک ، تن تو ارزونی خاک
بوی موهات زیر بارون ، بوی گندم زار نمناک
بوی شوره زار خیس ، بوی خیس تن خاک
ياد بارون و تن تو ، یاد بارون و تن خاک ،
بوی گُل تو شوره زار ، بوی خیس تن خاک
همیشه صدای بارون ، صدای پای تو بوده ، هم دم تنهاییام
قصه های تو بوده ، وقتی که بارون می باره ، تو رو یاد من می یاره
یاد گلبرگای خیس ، روی خاک شوره زاره ،
ای گل آلوده گل من ، ای تن آلوده ي دل پاک
دل تو قبله این دل ، تن تو ارزونی خاک ، تن تو ارزونی خاک


